تبليغاتX
چابهار ‘ نگین جنوب شرق ایران - حقوق مالی زوجه و کمبود منابع مکتوب فقهی در جامعه
چابهار در منتهی الیه جنوب شرق ایران عزیز در کنار ابهای دریای عمان و مرز کشور پاکستان قرار دارد

عقد نکاح از عقود معینه ای است که مانند تمامی عقود متضمن ایجاد تعهداتی برای متعهادین می باشد که به جهت ارتباط با اینده اجتماعی و اخلاقی انسان ارتباط تنگاتنگی با سرنوشت انسان دارد لذا قابل قیاس با سایر عقود نمی باشد در عقد نکاح انسانی از جنس مونث با داشتن آرزوهائی و با چشم اندازی متصور شده از اینده خود ُ خود را در مقابل مهریه در قید انسانی از جنس مخالف قرارداده و  در مقابل تعهدات مرد او هم مکلف به انجام تعهداتی در قبال زوج می باشدُ یکی از مهمترین ارکان نکاح "مهریه" بعنوان حق مالی زوجه می باشد که زوج باید برحسب توافق تادیه نماید که معمولا عرف جامعه ما عندالمطالبه قرار داده است با توجه باینکه نگارنده از سال ۱۳۸۴ بعنوان عضو شورای حل اختلاف با این نهاد جدید شبه قضایی افتخار همکاری داشته بالطبع با پرونده های اختلاف خانوادگی روبرو بودم که زوجه بعلت عسر و حرج قادر به ادامه زندگی مشترک نبوده و تقاضای جدایی داشته که در حین رسیدگی متوجه نفوذ محکم یک باور غلط با عنوان "زنیکه تقاضضای طلاق دارد مستحق مهریه نیست " و حتی شدیدتر اینکه " زنیکه تقاضای طلاق دارد ملزم به اپس دادن مهریه دریافتی است" در بین مردم گردیدم و چون رشته تحصیلی حقیر حقوق قضایی می باشد این باور غلط و غیر شرعی و غیرقانونی و غیرمنطقی باعث ورود خوفی در بنده گردید که شاید این باور غلط برآمده از فرهنگ مردم موجب انتساب این باور به مذهب شریفه حنفی که مذهب اکثریت مردم بلوچ است ُگردد و چون مطمئن بودم مذهب حنفی مانند سایر مذاهب اسلامی تمامی حقوق زن را در عقد نکاح ملحوظ داشته و در تضاد و مخالفت مذهب حنفی با این باور غلط هیچ شکی نداشتم لذا برآن شدم با مطالعه و بررسی منابع فقهی و مکتوب دراین خصوص مطالبی را بنگارم اما هرچه گشتم در کتابفروش های مذهبی چابهار نیافتم . در پی تلاش هایم به این پاسخ برخوردم که منابع واقعی در این خصوص  ترجمه و جمع آوری و منتشر نشده اند و برای مطالعه آنها فقط باید به کتابخانه های حوزه های علمیه مراجعه کنمُِ اینجا بود که این احساس به بنده دست داد که شاید همین باورهای غلط فرهنگی مانع تبیین حقوق مالی زوجه شده باشد

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط عطاالرحمن قادری  |